نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱ - ایضا له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کریم طبع سخی دل کسی بود کانعام

به دست خویش کند گاه و گاه بفرستد

اگر به شهر بود خود عطای او نقدست

وگرنه نباشد از آن جایگاه بفرستد

چو آفتاب که چون حاضرست نور دهد

چو گشت غایب، بر دست ماه بفرستد

توقعّست کز آنجا که دلنوازی تست

رسوم خادم داعی بگاه بفرستد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

کریم طبع، فردی نیکوکار و بخشنده‌ای بود که همیشه به دیگران کمک می‌کرد و در مواقع مختلف هدایای خود را به اهداء می‌رساند. او اگر در شهر بود، به‌طور مستقیم به نیازمندان کمک می‌کرد و اگر در جایی دیگر بود، هدایایش را از دور ارسال می‌کرد. مانند خورشیدی که در زمان حضورش نورافشانی می‌کند و وقتی غایب می‌شود، نورش را به وسیله ماه منتقل می‌کند. او توقع دارد که از جایگاهی که دلنشین و محبت‌آمیز است، رسومات و خدمات خود را ارائه کند.