نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲ - وله ایضا کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

همچو ابرست دست خواجه فلان

خود کرا دستی آنچنان افتد؟

نه چنان ابر کز ترشّح آن

تشنه را قطره در دهان افتد

لیک ابری گران سایه فکن

که ازو خلق را زیان افتد

نور کز آفتاب می تابد

نگذارد که بر جهان افتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف ویژگی‌های خاصی از یک شخص یا مقام (خواجه) می‌پردازد. شاعر از ابری تشبیه می‌کند که در واقع، دستش به گونه‌ای است که تنها برخی از آن بهره‌مند می‌شوند و دیگران به نوعی آسیب می‌بینند. این ابر به جای این که برکات و رحمتی به ارمغان آورد، سایه‌ای بزرگ بر دنیا می‌افکند و مانع از تابش نور آفتاب می‌شود. به طور کلی، این متن انتقادی است از کسانی که قدرت و موقعیت خود را به ضرر دیگران استفاده می‌کنند.