شمارهٔ ۹۶ - ایضا له کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خدایگان اکابر که پادشاه نجوم
طریق بندگی او به چشم دل سپرد
فلک که بر سر عالم رواست فرمانش
ز حدّ طاعت او پای ز استر نبرد
به حکم بنده نوازی چو فرصتی باشد
به چشم لطف به احوال من فرو نگرد
چو ماجرای من و روزگار می داند
که در شماتت اعدا چگونه می گذرد
حدیث منصب شغل و عمل نمی گویم
به قرض خاصه اگر در خورد غمی بخورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بزرگی و مقام خدایگان اکابر و پادشاه نجوم اشاره میکند و از طریق بندگی و تواضع به حضوری دلنشین و معنوی سخن میگوید. او به قدرت و فرمانروایی فلک بر امور عالم تأکید کرده و نشان میدهد که حتی فلک هم در برابر او سر تسلیم فرود آورده است. همچنین شاعر با اشاره به چالشها و مشکلاتی که در زندگی با آنها مواجه است، از خداوند میطلبد که با لطف و رحمت به او بنگرد و در زمانهای سختی، او را در نظر داشته باشد. در نهایت، شاعر از حکایتهای نامطلوب زندگی خود نمیگوید و صرفاً آرزو دارد که در مشکلاتش مورد التفات خداوند قرار گیرد.