شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاً کمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل / ملحقات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای زمین تو آسمان زحل
آستان تو قبله گاه امل
سقف مرفوع و خانۀ معمور
با وجود تا ضایع و مهمل
روی آئینه های گردون را
عکس دیوار تو همی صیقل
ماه و خورشید را مقرنس تو
چون دو خشتک گرفته زیر بغل
دست زوار و حلقۀ در تو
هر دو بایکدیگر چو گوی انگل
در بر شمسهای تو مه و مهر
چون بر کیمیاست نقد دغل
در نیارد بکاه دیوارت
صرصر رستخیز هیچ خلل
گر زبهر طراز عالم خاک
جان بفرش آمد از مکان زحل
از پی زیب عالم ملکوت
این بنا بر سپهر شد ببدل
کعبه یی از بنای اسمعیل
که ازو شرع شد بلند محل
ناید اندر جهان کون و فساد
دولت و بخت جز بدین مدخل
چرخ دربانیش چو بستد گفت
زین نکوتر مخواه بیت عمل
صدر عالم چو بار داد درو
آسمان گفت : للبقاع دول
پشت ملت قوام دین که کرم
هست در شأنش آیتی منزل
آن زقدرش شده ستاره زحل
و آن بجاهش زدهه زمانه مثل
شرف فضل از ستانۀ اوست
همچنان کآفتاب را زحمل
یاربش سال عمر ده چندانک
قاصر آید ازو حساب جمل
نوک کلکش چو در صریر آمد
مشکلات امید شد همه حل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش زمین و آسمان زحل پرداخته و زمین را قبلهگاه آرزوها و آسمان را سقفی سرشار از زندگی و نشاط میداند. شاعر با توصیف زیباییهای عالم بالایی، به وجود خورشید و ماه به عنوان نشانههای قوت و زیبا در این فضا اشاره میکند و دیواری مقاوم و بدون خلل برای آن برمیشمارد. او به ویژگیهای متعالی کعبه و قابلتوجهی دین اشاره میکند که در آن جوانان و ملتها به دنبال بخت و نیکبختی هستند. در نهایت، شاعر از خداوند درخواست عمر و روزی بیشتری دارد تا بتواند به آرزوهایش برسد و مشکلاتش حل شود.