رباعیات — دیوان اشعار افسر کرمانی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — درملک تو راستی نیامد از ما
- شمارهٔ ۲ — آنان که رباط و قلعه بنیاد کنند
- شمارهٔ ۵ — کس چون من، اسیر محنت و سوز مباد
- شمارهٔ ۶ — ز آن لحظه که با رخش نظر باختمی
- شمارهٔ ۸ — ز آن جوهر گل شمیم رخ بیجاده
- شمارهٔ ۷ — گویند که عشق را بکن درمانی
- شمارهٔ ۱۰ — ای بنده اگر افسر شاهی طلبی
- شمارهٔ ۹ — بادام دو چشم نیم مستت از من
- شمارهٔ ۴ — ای آنکه به حسن غرّه بر خویشتنی
- شمارهٔ ۳ — ای آنکه دم از مقام رندان بزنی
- شمارهٔ ۱۵ — سرمایه خوبی است چهر خوش تو
- شمارهٔ ۱۷ — هر بنده که بر در تو دربانی کرد
- شمارهٔ ۱۸ — یک عمر به گرد کوی تو گردیدم
- شمارهٔ ۱۱ — کس در سر کار عشق دلگیر نشد
- شمارهٔ ۱۲ — مجموعه دلبری است روی چو مهت
- شمارهٔ ۱۴ — سرو آمده یا به گل ز رفتار خوشت
- شمارهٔ ۱۶ — تا نرگس تو عقیق سان گشته برنگ
- شمارهٔ ۱۳ — جمشیدوشان گدای درگاه تو اند
- شمارهٔ ۱۹ — تا هست جهان تو را جهانبانی باد
- شمارهٔ ۲۲ — استاد هنروران عالم، مانی
- شمارهٔ ۲۵ — عکاس چو دید نقش دیدار تو را
- شمارهٔ ۲۳ — عکاس چو عکس قامت و چهر تو بست
- شمارهٔ ۲۶ — عکاس چو دید روی زیبای تو را
- شمارهٔ ۲۴ — عکاس زهی یگانه استاد هنر
- شمارهٔ ۲۰ — [پدیده عکس، در برابر هنر نقاشی، با تحسین همگان همراه بوده است.افسر، از نخستین روزهای ظهور این پدیده در ایران سخن می گوید]
- شمارهٔ ۲۱ — هرچند که در جهان هنر بی ثمر است
- شمارهٔ ۳۰ — عکاس چو عکس روی دلبند تو دید
- شمارهٔ ۲۸ — عکاس، چو عکس روی جانان بگرفت
- شمارهٔ ۲۷ — عکاس، تو در هنروری طاق استی
- شمارهٔ ۲۹ — عکاس دو کرد عکس رخسار تو را