نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

پرورده نهان به مشک و کافور

در شهپر زاغ بیضه نور

دارد مه نو عیان به غبغب

کافور به ساتکین بلور

ماه تو که شرم روی مهر است

چشم بد آفتاب از او دور

ماهی تو و مهر کرم شب تاب

مهری تو و ماه مرغ شب کور

شمشاد تو شرم قد طوبی

رخسار تو رشک گلشن حور

با آن که ملولم ماندم از غم

جانم به امید توست مسرور

دور از لبت ای بت شکرخند

نوشم شده همچو نیش زنبور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های معشوق و احساسات شاعر می‌پردازد. شاعر از ترکیبات معطر و دل‌انگیز مانند مشک و کافور به‌عنوان نمادهایی از زیبایی یاد می‌کند و چهره‌ی معشوق را با ماه و ستارگان مقایسه می‌کند. احساسات او به عشق و انتظار از محبوبش آمیخته است و علی‌رغم غم و ملولی که دارد، امیدش به عشق معشوق او را شاداب نگه می‌دارد. شاعر در پایان از دوری معشوقش شکایت می‌کند و این دوری را به نیش زنبور شبیه می‌سازد.