شمارهٔ ۱۰۹ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای که بر ما گذری با همه کبر و غرور
غم ما شیفتگان آوردت عیش و سرور
این همه گام که از کبر گذاری به زمین
هیچ دانی که بود دیده ما فرش عبور
چه غم ار ز آن که کند، بر تو نظر کوته بین
دیده مرغ شب از دیدن مهر آمده کور
چیست وقتی که بخواهم غم عشقت دم مرگ،
چیست روزی که ببینم مه رویت شب گور
غم و شادی همه یکسان بنماید در عشق
خود تفاوت نبود با غم دل ماتم و سور
افسرا، گر ننهد پا بسرت دوست، مرنج
که سلیمان ننهد تاج شهی بر سر مور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق در عشق بیان شده است. شاعر از بزرگی و غرور معشوق سخن میگوید و به غم و سرور شیفتگان عشق اشاره میکند. او به موانعی که دید افراد محدود ایجاد میکند، انتقاد دارد و به بیمعنایی غم و شادی در عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در عشق، هیچ فرقی میان شادی و غم وجود ندارد و دوست باید در برابر مشکلات و ناملایمات سرافراز بماند.