نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش

بباید ترک سر کردن که ناکامی بود کامش

اگر عاقل بود عاشق نخواهد شد در این وادی،

ز خود بگذشتن و جان دادن است آغاز و انجامش

درآن وادی که عشق خوبرویان آتش افروزد

بود با شعله یکسان جسم و جان پخته و خامش

نمی دانم چرا شد تیره چون شب روزگار من

زخورشیدی که شمع ماه آمد مشعل بامش

شبی خورشید ما طالع شود، گر تیره بختی را

پدید آید همان دم بامداد عید در شامش

خوش آن بی خانمان رندی که در کیش نکونامان

نه جا در مجلس خاص و نه پا در شارع عامش

که می گویی که عاشق را نباشد کفر و اسلامی،

همان زلف و رخ دلدار باشد کفر و اسلامش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره چالش‌های عشق و رنج‌های ناشی از آن است. شاعر بیان می‌کند که اگر کسی به عشق خوبان دل ببندد، باید صبر را کنار بگذارد و بفهمد که ناکامی در انتظارش است. عشق باعث می‌شود فرد از خود بگذرد و جانش را فدای معشوق کند. در این مسیر، جسم و جان هر دو تحت تأثیر آتش عشق قرار می‌گیرند. شاعر از تاریکی و دشواری‌های زندگی‌اش می‌گوید و اینکه حتی در روزهای تلخ نیز باید امید به روزهای روشنی داشته باشد. در نهایت، عشق را فراتر از مسائل مذهبی می‌داند و آن را به زلف و رخ دلبر نسبت می‌دهد که تجلی عشق است.