شمارهٔ ۱۹۹ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گفتم قرین به روحی و با جان مقابلی
وه، وه که نیست قابل وزین بیش قابلی
مهرت مرا نمود بدل جای و ای عجب
این مهر بین که جسته چنین مهر منزلی
کشتیم تخم مهر و بجز دانه های اشک
ما را نماند هیچ از آن کشته حاصلی
خواهی که رنجه گر نکند پنجه ای دلت
مپسند تا که رنجه کند پنجه ات دلی
افسر که هجر روی تواش سهل می نمود
دی گفت زاین بتر به جهان نیست مشکلی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر از رابطهای صحبت میکند که از آن چیزی جز اشک و حسرت برایش نمانده است. او به تأثیر مهر و محبت روی جان و روحش اشاره میکند و میگوید که این عشق باعث شده تا دچار رنج و عذاب شود. همچنین، در نهایت اشاره میکند که دردناکتر از جدایی، هیچ مشکلی در دنیا وجود ندارد. در کل، شعر احساس عشق، غم و جدایی را با زبانی زیبا و شاعرانه منتقل میکند.