نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زلفا، تو کانهمه شکن و تار داریا

بهر شکست نافه تاتار داریا

دام و کمند و رشته و چین، حلقه و رسن

بر صید جان مردم هشیار داریا

پیکان مژّه، صارم ابرو،‌ سپاه خط

با عاشقان مگر سر پیکار داریا

جانها بری به غارت و دلها کنی اسیر

از این چنین هنرها بسیار داریا

اندام تیره، چهره دژم، کالبد پریش

قامت خمیده پشت نگونسار داریا

همچون غراب تیره همه روز تا به شب

آرامگه به ساحت گلزار داریا

یا همچو زاغ تیره تو بر عرعر بلند

بنشسته ای و لاله به منقار داریا

داری دو صف ز مژگان و این آیدم عجب

بهرچه این دو لشکر خونخوار داریا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و فریبندگی معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او از زلف‌های بافت‌دار و زیبایی چهره‌ی او سخن می‌گوید که مانند دام و کمند، روح و دل عاشقان را اسیر می‌کند. ابروهای پرچم‌مانند او نیز به جنگ با عاشقان می‌رود و جان‌ها و دل‌ها را به غارت می‌برد. شاعر به وصف قامت خمیده و چهره‌ی غمگین او می‌پردازد که همچون پرنده‌ای تیره‌فام بر درخت نشسته و با زیبایی‌اش دل‌های بسیاری را می‌برد. در نهایت، او با اشاره به قدرت مژگانش که مانند لشکری خونخوار است، قدرت و تاثیر عشق او را بیان می‌کند.