نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عید است و مرا در طلب باده شتاب است

خورشید مرا ساغر و یاقوت شراب است

با بوسه لعلش نخورم باده گلگون،

کانجا که بود بوسه، بلی باده چو آب است

با چشمه حیوان لبش کوثر و تسنیم

ما تشنه لبان را همه رخشنده سراب است

ساقی تو گلابم چه زنی این همه بر رخ؟

ما را عرق آن گل رخسار، گلاب است

آن خطه حسن است که تعمیر شد از یار

واین کشور عشق است که از جور خراب است

ای پادشه حسن، که در کشور نازی،

دریاب، که دلجویی درویش ثواب است

دلدار به نالیدن افسر ندهد گوش

این ناله عشق است نه طنبور و رباب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره عشق و شور و شوق زندگی است. شاعر در جشن عید به دنبال باده و خوشی است و وجود محبوبش را مانند خورشید و شراب توصیف می‌کند. بوسه‌های محبوبش را برتر از هر نوشیدنی دیگر می‌داند و به زیبایی او اشاره می‌کند. در این دلنوشته، شاعر به زیبایی و لطافت عشق می‌پردازد و از خوشی‌هایی که در سایه محبوب می‌تواند یافت شود، سخن می‌گوید. همچنین، او خواهان محبت و همدلی است و به درویش بودن و دلجویی اشاره می‌کند. در نهایت، ناله‌های عاشقانه‌اش را با سازهای موسیقی مقایسه می‌کند و بر اهمیت احساسات واقعی تأکید دارد.