شمارهٔ ۵۳ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در کنگر سپهر، هنر داستان ماست
کیوان آسمان سخن، پاسبان ماست
افزون تر از فزونی نجم است، نظم ما
روشن تر از بنان عطارد بنان ماست
نظمی که پشت فکر ز حملش دو تا شود
از فیض لعل دوست ز کشف بیان ماست
تیغی که سینه سخن از نوک آن شکافت،
با خصم ما بگوی که تیغ زبان ماست
آن آتشی که خرمن هر خشک و تر بسوخت،
عکسی ز طبع خنجر آتش فشان ماست
مدحت نگار دفتر دلدار تا شدیم
آیات نظم و رایت داش به شأن ماست
افسر، نشان ما همه گم شد به نام دوست
زآن در نظام عقد ثریا نشان ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی هنر و کلام را توصیف میکند و نشاندهندهی قدرت فن بیان و نظم در ادبیات است. شاعر با اشاره به آسمان و ستارهها، تلاش میکند تا اهمیت و زیبایی هنر خود را به نمایش بگذارد. او ضمن بیان ویژگیهای زبان و بیان خود، به دوستی و محبت به معشوق نیز اشاره میکند و نشان میدهد که تمام آثار و زیباییهایش از عشق و دوستی الهام گرفته شده است. او همچنین به عواطف عمیق و سوزان شعر خود اشاره میکند که توانایی سوزاندن هر گونه نفاق و کینهای را دارد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که همه افتخارات و نشانهای او به واسطهی دوستی و عشق به معشوق است.