نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ افسر کرمانی

افسر کرمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

شمشیر تو چشمه حیات است

زنجیر تو حلقه نجات است

گیسوی دراز تاب دارت

سر رشته عمر ممکنات است

هر عقده از آن سیاه ساحر

حلاّل تمام مشکلات است

ما را ز چه تلخ کام دارد،

لعل تو که معدن نبات است

صبر من و وعده تو در عشق

افسوس، که هر دو بی ثبات است

ای آن که نظر به مات نبود

جان از نظر رخ تو مات است

رخساره دلربایش افسر،

مرآت جهان نمای ذات است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف نیروی عشق و زیبایی می‌پردازد. شاعر از شمشیر به عنوان نماد قدرت حیات و زنجیر به عنوان نماد نجات یاد می‌کند. موهای بلند معشوق به عنوان سررشته زندگی معرفی شده و هر مشکلی را از طریق آن حل می‌کند. در عین حال، شاعر احساس تلخی در عشق را تجربه می‌کند و به بی‌ثباتی وعده‌های عاشقانه اشاره می‌کند. در نهایت، زیبایی و جذابیت معشوق به عنوان آینه‌ای از حقیقت زندگی توصیف شده است.