شمارهٔ ۷۴ افسر کرمانی
افسر کرمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
این نکویان که سهی قامت و سیمین بدنند
رفته در پیرهنی چون چمن یاسمنند
بلبلانند که نالان گل سرخ بهار
دوستانند که دستان گل انجمنند
زنده دل، هیچ نخوابیده که در فصل بهار،
مردگانند که آغشه خاک و کفنند
در گلستان تو ای شکر شیرین حرکات
طوطیانند که خوش منطق و شکر شکنند
چه نباتی تو، که تا در سخنم نام تو رفت
بلبلان شیفته منطق شیرین منند
عاشقان رخ تو، با غم هجرت در باغ،
همچو افسر، همگی ساکن بیتالحزنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها درباره زیبایی و شگفتیهای بهار و عشق سخن میگویند. نکوئیان، بلبلان و طوطیها به خاطر زیبایی و جذابیتهای باغ و گلها به تصویر کشیده شدهاند. همچنین، شاعر به عشق و غم ناشی از جدایی اشاره میکند و عشق را با حالتی شاداب و زنده توصیف میکند، در حالی که غم هجرت را نیز در دل عاشقان برجسته میسازد. در کل، شعر به زیباییهای طبیعت و احساسات عمیق انسانی میپردازد.