دستش از پرده برون آمد ... کسایی
کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دستش از پرده برون آمد چون عاج سپید
گفتی از میغ همی تیغ زند زهره و ماه
پشت دستش به مثل چون شکم قاقم نرم
چون دم قاقم کرده سرانگشت سیاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، توصیف دستانی زیبا و نرم به کار رفته است. دستی که به مانند عاج سفید است و بینظیر به نظر میرسد. شاعر به زیبایی و لطافت دست اشاره میکند و آن را با اشیای زیبا مانند تیغ و ماه مقایسه میکند، به طوری که حس نرمی و لطافت آن را به تصویر میکشد. همچنین، انگشتان آن دست نیز به رنگ سیاه و نرم توصیف میشوند.