نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

عبرت کسایی

کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای برکشیده منظره و کاخ تا سهیل

برده به برج گاو سر برج و کنگره

از پنجره تمام نگاه کن به بوستان

کان خانهٔ مقام تو را نیست پنجره

باز شکار جوی هزیمت شد از شکار

از کبر ننگرد به سوی کپک و کودره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و شکوه یک منظره و کاخ می‌پردازد که در آن از سر برج‌ها و کنگره‌ها نمایی زیبا به سمت بوستان وجود دارد. شاعر به این اشاره می‌کند که خانه او از داشتن پنجره بی‌بهره است و در ادامه به مفهوم شکست و افتادن از شکار اشاره می‌شود. به نوعی، شاعر از اهمیت تواضع سخن می‌گوید و بر این نکته تأکید دارد که نباید به مسائل بی‌اهمیت توجه کرد.