غزل کسایی
کسایی مروزی / دیوان اشعار / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه
شاه حُسنی و ، عاشقانْت سپاه
هر کجا بنگری ، دمد نرگس
هر کجا بگذری ، برآید ماه
روی و موی تو نامهٔ خوبی است
چه بود نامه ، جز سپید و سیاه
به لب و چشم ، راحتی و بلا
به رخ و زلف ، توبه ای و گناه
دست ظالم ، ز سیم کوته به
ای به رخ سیم ، زلف کن کوتاه !
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره دارد. شاعر به توصیف چهره و صفات معشوق میپردازد و او را شاه حسنان میداند. در هر جایی که نگاه کند، زیبایی و لطافت دیده میشود. شاعر همچنین به تضادهایی که در چهره و موهای معشوق وجود دارد، اشاره کرده و ابراز میکند که معشوق تجلی خوبی و بدی است. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که به زیبایی خود ادامه دهد و از دست ظالم کوتاه شود.