شمارهٔ ۷۴ - قصیده خاقانی
خاقانی شروانی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیلن (مضارع مسدس اخرب مکفوف)
امروز مال و جاه خسان دارند
بازار دهر بوالهوسان دارند
در غم سرای عاریت از شادی
گر هیچ هست هیچ کسان دارند
عزلت گزین ز پیشگه گیتی
کان پیشگاه باز پسان دارند
نیکان عهد را به بدی کردن
عذری بنه که دسترس آن دارند
از سفلگان نوال طلب کم کن
کایشان دم و بال رسان دارند
بیرون همه صفا و درون تیره
گویی نهاد آینه سان دارند
دولت به اهل جهل دهند آری
خوان مسیح خرمگسان دارند
اقلیم، خادمان و زنان بردند
آفاق، خواجگان و خسان دارند
خاقانیا نفس که زنی خوش زن
کانجا قبول خوش نفسان دارند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به نقد جامعه و نابرابریها میپردازد. او به مال و جاه افرادی که مستحق آن نیستند اشاره میکند و میگوید که در میان غم و غصه، افرادی تنها به شادیهای ظاهری میپردازند. کسانی که به دنیا روی آوردهاند در حقیقت این دنیا را گذرا میدانند. همچنین، شاعر به نیکان اشاره میکند که به بدی رفتار میکنند و از افرادی که سطحی و کمعمقاند، دوری میجوید. او به تضاد میان ظواهر زیبا و باطن ناپاک اشاره دارد و انتقاد میکند که قدرت و ثروت به نادانان داده میشود. در نهایت، شاعر از زینتهای ظاهری و طمع به مسند قدرت و زیباییهای کاذب انتقاد میکند.