غزل شمارهٔ ۱۰ خاقانی
خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اری فیالنوم ما طالت نواها
زمانا طاب عیشی فی هواها
به جامی کز می وصلش چشیدم
همی دارد خمارم در بلاها
عرانی السحر ویحک ما عرانی
رعاها الصبر ویلی ما رعاها
به بوسه مهر نوش او شکستم
شکست اندر دلم نیش جفاها
بدت من حبها فی القلب نار
کان صلی جهتم من لظاها
خطا کردم که دادم دل به دستش
پشیمان باد عقلم زین خطاها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و احوالات ناشی از آن میپردازد. او از لذتهای عشق و خوشیهایی که در کنار معشوق تجربه کرده، سخن میگوید. ولی در عین حال، از دردها و رنجهایی که این عشق به همراه دارد نیز گلهمند است. شاعر به شدت تحت تأثیر احساساتش قرار گرفته و به اشتباهاتی که در نتیجهی عشق مرتکب شده، اشاره میکند و از آنها حسرت میخورد. در نهایت، او به دردی که در دل دارد و نارضایتیاش از وضعیت خود، اعتراف میکند.