غزلیات — دیوان اشعار خاقانی
فهرست شعرها
- غزل شمارهٔ ۸ — گر، نه عشق او قضای آسمانستی مرا
- غزل شمارهٔ ۳ — خوش خوش خرامان میروی، ای شاه خوبان تا کجا
- غزل شمارهٔ ۷ — به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را
- غزل شمارهٔ ۲ — طبعِ تو دمساز نیست عاشقِ دلسوز را
- غزل شمارهٔ ۱ — ای آتشِ سودایِ تو خون کرده جگرها
- غزل شمارهٔ ۴ — رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا
- غزل شمارهٔ ۶ — به زبان چرب جانا بنواز جان ما را
- غزل شمارهٔ ۵ — ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا
- غزل شمارهٔ ۱۲ — درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
- غزل شمارهٔ ۱۴ — گر مدعی نهای غم جانان به جان طلب
- غزل شمارهٔ ۱۳ — سر به عدم درنه و یاران طلب
- غزل شمارهٔ ۱۵ — مستِ تمام آمده است بر در من نیم شب
- غزل شمارهٔ ۱۰ — اری فیالنوم ما طالت نواها
- غزل شمارهٔ ۱۶ — به یکی نامهٔ خودم دریاب
- غزل شمارهٔ ۹ — ای پار دوست بوده و امسال آشنا
- غزل شمارهٔ ۱۱ — جام می تا خط بغداد ده ای یار مرا
- غزل شمارهٔ ۱۹ — کار عشق از وصل و هجران درگذشت
- غزل شمارهٔ ۲۴ — کار گیتی را نوائی مانده نیست
- غزل شمارهٔ ۲۳ — دل پیشکش تو جان نهاده است
- غزل شمارهٔ ۲۱ — پای گریز نیست که گردون کمانکش است
- غزل شمارهٔ ۲۰ — انصاف در جِبلَت عالم نیامده است
- غزل شمارهٔ ۱۷ — ترک خواهش کن و با راحت و آرام بخسب
- غزل شمارهٔ ۲۲ — تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست
- غزل شمارهٔ ۱۸ — رویم ز گریه بین چو گِلین کاهْ زیرِ آب
- غزل شمارهٔ ۲۹ — زآتش اندیشه جانم سوخته است
- غزل شمارهٔ ۲۷ — در این عهد از وفا بوئی نمانده است
- غزل شمارهٔ ۲۸ — از کف ایام امان کس نیافت
- غزل شمارهٔ ۲۶ — آگه نهای که بر دلم از غم چه درد خاست
- غزل شمارهٔ ۲۵ — اهل بر روی زمین جستیم نیست
- غزل شمارهٔ ۳۰ — زخم زمانه را در مرهم پدید نیست
- غزل شمارهٔ ۳۱ — چه آفتی تو که کمتر غم تو هجران است
- غزل شمارهٔ ۳۲ — حصن جان ساز در جهان خلوت
- غزل شمارهٔ ۴۰ — فرمان ملک چه ساحری ساخت
- غزل شمارهٔ ۳۵ — در جهان هیچ سینه بیغم نیست
- غزل شمارهٔ ۳۷ — من ندانستم که عشق این رنگ داشت
- غزل شمارهٔ ۳۸ — چه نشینم که فتنه برپای است
- غزل شمارهٔ ۳۳ — بخت بدرنگ من امروز گم است
- غزل شمارهٔ ۳۹ — آن کز می خواجگی است سرمست
- غزل شمارهٔ ۳۴ — طره مفشان که غرامت بر ماست
- غزل شمارهٔ ۳۶ — مرا دانهٔ دل بر آتش فتاده است
- غزل شمارهٔ ۴۳ — دست قبا در جهان نافهگشای آمده است
- غزل شمارهٔ ۴۴ — ای باد صبح بین که کجا میفرستمت
- غزل شمارهٔ ۴۷ — رخ تو، رونق قمر بشکست
- غزل شمارهٔ ۴۸ — از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
- غزل شمارهٔ ۴۵ — لعل او بازار جان خواهد شکست
- غزل شمارهٔ ۴۶ — دیدی که یار چون ز دل ما خبر نداشت
- غزل شمارهٔ ۴۲ — عیسیلب است یار و دم از من دریغ داشت
- غزل شمارهٔ ۴۱ — ای قوی دل به رفیعالدرجات
- غزل شمارهٔ ۵۰ — روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
- غزل شمارهٔ ۵۱ — به باغ وصل تو خاری رقیبِ صد ورد است
- غزل شمارهٔ ۵۲ — تیرهزلفا بادهٔ روشن کجاست
- غزل شمارهٔ ۵۴ — شمع شبها بجز خیال تو نیست
- غزل شمارهٔ ۵۶ — ما به غم خو کردهایم ای دوست ما را غم فرست
- غزل شمارهٔ ۵۳ — دردی است درد عشق که درمانپذیر نیست
- غزل شمارهٔ ۵۵ — سر سودای تو را سینهٔ ما محرم نیست
- غزل شمارهٔ ۴۹ — زان زلف مشک رنگ نسیمی به ما فرست
- غزل شمارهٔ ۶۳ — چه گویی ز لب دوست شکر وام توان خواست
- غزل شمارهٔ ۶۴ — کیست که در کوی تو فتنهٔ روی تو نیست
- غزل شمارهٔ ۵۷ — بس لابه که بنمودم و دلدار نپذرفت
- غزل شمارهٔ ۶۲ — گر هیچ شبی وصل دلارام توان یافت
- غزل شمارهٔ ۵۸ — شوری ز دو عشق در سر ماست
- غزل شمارهٔ ۶۱ — عیسیلبیّ و مرده دلم در برابرت
- غزل شمارهٔ ۶۰ — آن نازنین که عیسی دلها زبان اوست
- غزل شمارهٔ ۵۹ — دل شد از دست و نه جای سخن است
- غزل شمارهٔ ۶۶ — مِی خور که جهان حریفجوی است
- غزل شمارهٔ ۷۰ — خه که دگرباره دل، درد تو در برگرفت
- غزل شمارهٔ ۶۹ — خاکیدلم که در لب آن نازنین گریخت
- غزل شمارهٔ ۶۵ — عشق تو قضای آسمانی است
- غزل شمارهٔ ۶۷ — دل را ز دم تو وامْ روزی است
- غزل شمارهٔ ۷۲ — هر که در عاشقی قدم نزده است
- غزل شمارهٔ ۷۱ — به دو میگون لب و پسته دهنت
- غزل شمارهٔ ۶۸ — ای دل به عشق بر تو که عشقت چه درخور است
- غزل شمارهٔ ۷۹ — هر که به سودای چون تو یار بپرداخت
- غزل شمارهٔ ۷۷ — به جائی رسید عشق که بر جای جان نشست
- غزل شمارهٔ ۷۵ — یارب آن خال بر آن لب چه خوش است
- غزل شمارهٔ ۸۰ — دلم در بحر سودای تو غرق است
- غزل شمارهٔ ۷۳ — جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت
- غزل شمارهٔ ۷۶ — در عشق تو عافیت حرام است
- غزل شمارهٔ ۷۸ — چرا ننْهم؟ نهم دل بر خیالت
- غزل شمارهٔ ۷۴ — سر و زر کو که منت یارم جست
- غزل شمارهٔ ۸۲ — علم عشق عالی افتاده است
- غزل شمارهٔ ۸۷ — طریق عشق رهبر برنتابد
- غزل شمارهٔ ۸۳ — فلک در نیکوئی انصاف دادت
- غزل شمارهٔ ۸۶ — با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
- غزل شمارهٔ ۸۸ — عقل در عشق تو سرگردان بماند
- غزل شمارهٔ ۸۵ — آنها که محققان راهند
- غزل شمارهٔ ۸۴ — بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
- غزل شمارهٔ ۸۱ — بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آیمت
- غزل شمارهٔ ۹۵ — عذر از که توان خواست که دلبر نپذیرد
- غزل شمارهٔ ۹۶ — عشق تو چون درآید شور از جهان برآید
- غزل شمارهٔ ۹۱ — دل پیش خیال تو صد دیده برافشاند
- غزل شمارهٔ ۹۰ — دولتِ عشقِ تو آمد عالمِ جان تازه کرد
- غزل شمارهٔ ۸۹ — دل کشید آخر عنان چون مرد میدانت نبود
- غزل شمارهٔ ۹۲ — صد یکِ حسن تو نوبهار ندارد
- غزل شمارهٔ ۹۳ — تب دوشین در آن بت چون اثر کرد
- غزل شمارهٔ ۹۴ — هر تار ز مژگانش تیری دگر اندازد
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — هر زمانی بر دلم باری رسد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — عشاق بجز یارِ سرانداز نخواهند
- غزل شمارهٔ ۹۸ — آن زمان کو زلف را سر میبرد
- غزل شمارهٔ ۹۷ — عشق تو به گرد هر که برگردد
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — نگارینا به صحرا رو که صحرا حله میپوشد
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — عشق تو به هر دلی فرو ناید
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — فروغ جمالت نظر برنتابد
- غزل شمارهٔ ۹۹ — سر نیست کز تو بر سر خنجر نمیشود
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ — حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ — جانا لب تو پیشکش از ما چه ستاند
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — پردهٔ نو ساخت عشق، زخمهٔ نو درفزود
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — خوی او از خامکاری کم نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — ذره نماید آفتاب ار به جمال تو رسد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ — مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ — با یاد تو زهر بر شکر خندد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ — مرا وصلت به جانی برنیاید
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ — دل زخم تو را سپر ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ — وصل تو به وهم درنمیآید
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ — با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ — دوست مرا رطلِ عشق، تا خط بغداد داد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ — دل که در دام تو افتاد غمِ جان نَبَرَد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ — آوازهٔ جمالت چون از جهان برآمد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ — بوسهگهِ آسمان نعل سمند تو باد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ — چشم ما بردوخت عشق و پردهٔ ما بردرید
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — لعلت اندر سخن شکر خاید
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — اول از خود بری توانم شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — دل رفت و میندانم، حالش که خود کجا شد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — لب جانان دوای جان بخشد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — عشق تو دست از میان کار برآورد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — دل از آن راحت جان نشکیبد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — دل عاشق به جان فرو ناید
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — دل از آن دلستان به کس نرسد
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — چشم دارم که مرا از تو پیامی برسد
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — ازین دهرنگتر یاری نپندارم که دارد کس
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — می وقت صبوح راوقی باید
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — چه روحافزا و راحتباری ای باد
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — تو را نازی است اندر سر که عالم برنمیتابد
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — باغ جان را صبوحی آب دهید
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — دل نام تو بر نگین نویسد
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — فراقت ز خونریز من درنماند
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — سخن با او به مویی درنگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — خاکی دلم به گرد وصالش کجا رسد
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — آتش عشق تو دید صبرم و سیماب شد
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — سر زلفت چو در جولان میآید
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — آتش عیارهای آب عیارم ببرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — اندرآ ای جان که در پای تو جان خواهم فشاند
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — دل بستهٔ زلف تو شد از من چه نویسد
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ — دلم آخر به وصالش برسد
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — عقل ز دست غمت دست به سر میرود
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — روی تو را در رکاب شمس و قمر میرود
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — دل دادم و کار برنیامد
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — بر دل، غمِ فراقت آسان چگونه باشد
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — مکن، کز چشم من بر خاک، سیلِ آتشین خیزد
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — دل سکهٔ عشق مینگردانَد
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — شور عشق تو در جهان افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — مرا غم تو به خَمّارخانه باز آورد
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — حُسنِ تو خیال برنتابد
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — زین وجودت به جان خلاص دهند
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — ز خوبان جز جگرخواری نیاید
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — تا مرا عشق یار غار افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — دلبر آن به که کسش نشناسد
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — روزم به نیابت شب آمد
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — ماه را با نور رویش بیش مقداری نماند
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — روی تو چون نوبهار جلوهگری میکند
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — خار غم تو گل طرب دارد
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — رخ به زلف سیاه میپوشد
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — آنچه تو کردی بتا نه شرط وفا بود
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — عشقت چو درآمد ز درم، صبر به در شد
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — آنچه عشق دوست با من میکند
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — زهر با یاد تو شکر گردد
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — آن را که غمگسار تو باشی چه غم خورد
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — زان بخششی که بر در عالم شد
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — دلم ز راه هوای تو برنمیگردد
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — این عشق آتشینم دود از جهان برآرد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — نی دست من به شاخ وصال تو بررسید
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — صبح چون جیب آسمان بگشاد
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — آن دم که صبح بینش من بال برگشاد
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — مرد که با عشق دست در کمر آید
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — عشق تو اندر دلم شاخ کنون میزند
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — عافیت، کس نشان دَهَد؟ نَدَهَد
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — چون زلف یار گیرم دستم به یارب آید
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — آن کو چو تو دلربای دارد
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — با درد تو کس منت مرهم نپذیرد
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — دل از گیتی وفاجویی ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — آمد نفس صبح و سلامت نرسانید
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — دل جام جام، زهر غمان هر زمان کشد
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — پیش لب تو حلقه به گوشم بنفشهوار
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — پیش صبا نثار کنم جان شکوفهوار
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — دُرّ خوشاب را لبت سخت خوش آب میدهد
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — خون ریزی و نندیشی، عیار چنین خوشتر
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — دل پردهٔ عشق توست برگیر
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — آوازهٔ جمالت اندر جهان فتاد
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — عشقت آتش ز جان برانگیزد
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ — حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ — آن خال جو سنگش ببین، آن روی گندمگون نگر
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ — بر سر من نامده است از تو جفاجویتر
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ — ای دل آن زُنّار نگسستی هنوز
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ — روز عمرم در شب افتاده است باز
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ — سرهای سراندازان در پای تو اولیتر
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ — فتادهام به طلسم کشاکش تقدیر
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ — رحم کن رحم، نظر بازمگیر
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ — دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ — از این دهرنگتر یاری نپندارم که دارد کس
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — هر دل که غم تو داغ کردش
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ — مه نجویم، مه مرا روی تو بس
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — عقل ما سلطان جان میخواندش
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ — کشد مو بر تن نخجیر تیر از شوق پیکانش
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ — بوی وفا ز گلبن عالم نیافت کس
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگش
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — نه رای آنکه ز عشق تو روی برتابم
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — خستهام نیک از بد ایام خویش
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — کو صبح که بار شب کشیدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — از دهر غَدر پیشه وفائی نیافتم
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — بر سریر نیاز میغلطم
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — از گشت چرخ کار به سامان نیافتم
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — از دو عالم دامن جان درکشم هر صبحدم
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — بس سفالین لب و خاکین رخ و سنگین جانم
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — ز خاک پاشی در دستخون فروماندیم
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — نماند اهل و رنگی که من داشتم
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — در سایهٔ شب شکست روزم
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — گر به عیار کسان از همه کس کمتریم
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — با بخت در عتابم و با روزگار هم
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — از هستی خود که یاد دارم
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — در سینه نفس چنان شکستم
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — تا چند ستم رسیده باشم
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — به کوی عشق تو جان در میان راه نهم
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — ای قوم الغیاث که کار اوفتادهام
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرم
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — منم آن کز طرب غمین باشم
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — ما از عراق جان غم آلود میبریم
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — الصبوح ای دل که ما بزم قلندر ساختیم
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — خون دلم مخور که غمان تو میخورم
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — دَردی که مرا هست به مرهم نفروشم
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — گفتم آه آتشین بس کن، نه من خاک توام
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — نام تو چون بر زبان میآیدم
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — یک نظر دوش از شکنج زلف او دزدیدهام
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — دل بشد از دست دوست را به چه جویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — این خود چه صورت است که من پایبست اویم
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — زنگ دل از آب روی شستیم
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — کفر است راز عشقت پنهان چرا ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — از تفّ دل، آتشین دهانم
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — چون تلخ سخن رانی تنگ شکرت خوانم
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — گفتم به ری مراد دل آسان برآورم
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — به میدان وفا یارم چنان آمد که من خواهم
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — مرا گوئی چه سر داری، سر سودای او دارم
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — دیده در کار لب و خالش کنم
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — گر رحم کنی جانا جان بر سرت افشانم
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — ما پیشکش تو جان فرستیم
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — نازی است تو را در سر، کمتر نکنی دانم
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — طبع تو دمساز نیست چاره چه سازم
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — خوش خوش از عشق تو جانی میکنم
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — به صفت، عاشق جمال توایم
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — دل به سودای بتان دربستهام
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — امروز دو هفته است که روی تو ندیدم
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — جانا ز سر مهر تو گشتن نتوانم
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — من در طلب یارم ز اغیار نیندیشم
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — ای جفت دل من از تو فردم
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — تا من پی آن زلف سرافکنده همی دارم
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — در عشق ز تیغ و سر نیندیشم
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — نیم شب پی گم کنان در کوی جانان آمدم
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — نزل عشقت جان شیرین آورم
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — ما دل به دست مهر تو زان باز دادهایم
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — خیز تا رخت دل براندازیم
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — دل را به غم تو باز بستیم
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — یارب از عشق چه سرمستم و بیخویشتنم
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ — ز باغت بجز بوی و رنگی نبینم
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ — طاقتی کو که به سر منزل جانان برسم
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — ز باغ عافیت بوئی ندارم
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ — دلا رازت برون نتوان نهادن
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ — تو را در دوستی رائی نمیبینم، نمیبینم
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ — دارم سر آنکه سر برآرم
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ — دست از دو جهان کشیده خواهم
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ — از گلستان وصل نسیمی شنیدهام
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — ای صبح مرا حدیث آن مه کن
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ — خرمی کان فلک دهد غم دان
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — سوختم چون بوی برناید ز من
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — رخش حسن ای جان شگرفی را به میدان درفکن
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — دلا با عشق پیمان تازه گردان
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — دلم دردمند است باری برافکن
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ — برون از جهان تکیه جایی طلب کن
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — غصهٔ آسمان خورم دم نزنم، دریغ من
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — ترک سن سن گوی توسن خوی سوسن بوی من
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — ای لعل تو پردهدار پروین
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — بر سر بازار عشق آزاد نتوان آمدن
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — از عشق دوست بین که چه آمد به روی من
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — تا مرا سودای تو خالی نگرداند ز من
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — روی است بهنامایزد یا ماه تمام است آن
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — آب و سنگم داد بر باد آتش سودای من
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — سینه پُر آتشم چو میغ از تو
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — در یک سخن آن همه عتیبش بین
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ — تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — آخر چه خون کرد این دلم کامد به ناخن خون او
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — تو چه دانی که از وفا چه نمودم به جای تو
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ — شد آبروی عاشقان از خوی آتشناک تو
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — درد دل گویم از نهان بشنو
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — شب من دام خورشید است گوئی زلف یار است این
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ — در عشق داستانم و بر تو به نیم جو
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ — بستهٔ زلف اوست دل، ای دل از آن کیست او
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ — افدی بنفس من بدت فیالمهد عنی غافله
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — چه کردهام بجای تو که نیستم سزای تو
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ — ای تماشاگاه جانها طرف لالهستان تو
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ — پشت پایی زد خرد را روی تو
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ — رخت تمنای دل بر در عشاق نه
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — گرچه جانی از نظر پنهان مشو
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ — هست به دور تو عقل نام شکسته
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ — در دستت اوفتادم چون مرغ پر بریده
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ — در صبوح آن راح ریحانی بخواه
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ — ای دل به جفات جان نهاده
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ — خیال روی توام غمگسار و روی تو نه
- غزل شمارهٔ ۳۰۸ — ای از پی آشوب ما از رخ نقاب انداخته
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ — سرمستم و تشنه، آب درده
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ — ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه
- غزل شمارهٔ ۳۲۰ — غم بنیاد آب و گل چه خوری
- غزل شمارهٔ ۳۱۹ — زین تنگنایِ وَحْشَت اگر باز رَسْتمی
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ — درآ تا سیل بنشانم ز دیده
- غزل شمارهٔ ۳۱۸ — روی درکش ز دهر دشمن روی
- غزل شمارهٔ ۳۱۳ — ای زیر نقاب مه نموده
- غزل شمارهٔ ۳۱۴ — ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده
- غزل شمارهٔ ۳۱۶ — ماه نو و صبح بین پیاله و باده
- غزل شمارهٔ ۳۱۷ — از زلف هر کجا گرهی برگشادهای
- غزل شمارهٔ ۳۲۱ — روز دانش به ازین بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۲۸ — کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
- غزل شمارهٔ ۳۲۲ — ای دل ای دل هلاک تن کردی
- غزل شمارهٔ ۳۲۳ — خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۲۴ — شوریده کرد ما را عشق پری جمالی
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ — ای راحت جانها به تو، آرام جان کیستی
- غزل شمارهٔ ۳۲۶ — ای سرو غنچه لب ز گلستان کیستی
- غزل شمارهٔ ۳۲۷ — ای ترک دلستان ز شبستان کیستی
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ — جان بخشمت آن ساعت کز لب شکرم بخشی
- غزل شمارهٔ ۳۳۶ — باز از کرشمه زخمهٔ نو درفزودهای
- غزل شمارهٔ ۳۳۵ — گلی از باغ وفا آمدهای
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ — یکی بخرام در بستان که تا سرو روان بینی
- غزل شمارهٔ ۳۳۳ — تا بیش دلم خراب داری
- غزل شمارهٔ ۳۳۴ — تبها کشم از هجر تو شبهای جدائی
- غزل شمارهٔ ۳۳۱ — این چه شور است آخر ای جان کز جهان انگیختی
- غزل شمارهٔ ۳۳۰ — زرهِ زلف بر قبا شکنی
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ — تا طرف کلاه برشکستی
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ — عالم افروز بهارا که تویی
- غزل شمارهٔ ۳۴۴ — گر زیر زلفبند او باد صبا جا یافتی
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ — یا وصل تو را نشانه بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۳۹ — آن لعل شکر خنده گر از هم بگشایی
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ — بر دیده ره خیال بستی
- غزل شمارهٔ ۳۳۸ — چه کردهام که مرا پایمال غم کردی
- غزل شمارهٔ ۳۳۷ — تا حلقههای زلف به هم برشکستهای
- غزل شمارهٔ ۳۴۵ — چه کردم کاستین بر من فشاندی
- غزل شمارهٔ ۳۴۹ — ز بدخویی دمی خو وانکردی
- غزل شمارهٔ ۳۵۰ — کاشکی جز تو کسی داشتمی
- غزل شمارهٔ ۳۴۷ — هر زمان بر جان من باری نهی
- غزل شمارهٔ ۳۵۱ — درآ کز یک نظر جان تازه کردی
- غزل شمارهٔ ۳۵۲ — دوست داری که دوستدار کُشی
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ — دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ — جان از تنم برآید چون از درم درآئی
- غزل شمارهٔ ۳۵۶ — دل نداند تو را چنان که توئی
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ — ز دلت چه داد خواهم که نه داور منی
- غزل شمارهٔ ۳۵۵ — خاک توام مرا چه خوری خون به دوستی
- غزل شمارهٔ ۳۵۳ — تا لوح جفا درست کردی
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ — به خرد راه عشق میپوئی
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ — بانگ آمد از قِنینه کهآباد بر خرابی
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ — دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتی
- غزل شمارهٔ ۳۶۰ — خود لطف بود چندان ای جان که تو داری
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ — صید توام فکندی و در خون گذاشتی
- غزل شمارهٔ ۳۶۲ — به رخت چه چشم دارم که نظر دریغ داری
- غزل شمارهٔ ۳۶۷ — خطی بر سوسن از عنبر کشیدی
- غزل شمارهٔ ۳۶۵ — هرگز بود به شوخی چشم تو عبهری؟
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ — مرا روزی نپرسی کآخر ای غمخوار من چونی
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ — گر قصد جان نداری، خونم چرا خوری
- غزل شمارهٔ ۳۶۸ — هدیهٔ پای تو زر بایستی
- غزل شمارهٔ ۳۶۳ — زین نیم جان که دارم جانان چه خواست گوئی
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ — دشوار عشق بر دلم آسان نمیکنی
- غزل شمارهٔ ۳۷۱ — گر نه تو ای زود سیر تشنهٔ خون منی
- غزل شمارهٔ ۳۷۴ — گر بر در وصالت امید بار بودی
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ — با هیچ دوست دست به پیمان نمیدهی
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ — ناز جنگآمیز جانان برنتابد هر دلی
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ — چه کرد این بنده جز آزادمردی
- غزل شمارهٔ ۳۷۶ — دلم غارتیدی ز بس ترکتازی
- غزل شمارهٔ ۳۷۳ — مرا تا جان بود جانان تو باشی
- غزل شمارهٔ ۳۸۰ — ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بری
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ — هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزی
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ — از بوالعجبی هردم رنگ دگر آمیزی
- غزل شمارهٔ ۳۷۷ — خاک شدم در تو را آب رخم چرا بری
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ — عتاب رنگ به من نامهای فرستادی
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ — یک زبان داری و صد عشوهگری
- غزل شمارهٔ ۳۸۴ — تو را افتد که با ما سر برآری
- غزل شمارهٔ ۳۸۲ — ز من گسستی و با دیگران بپیوستی
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ — ماهی که مه از قفای او بینی
- غزل شمارهٔ ۳۹۱ — دلم خاک تو شد گو باش من خون میخورم باری
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ — ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبری
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ — اذا ما الطیر غنت فیالصباحِ
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ — خاکم که مرا منی نیابی
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ — داور جانی، پس این فریاد جان چون نشنوی
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ — در عشق، فتوح چیست، دانی؟
- غزل شمارهٔ ۳۸۶ — گویم همه دل منی و جانی
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ — تعاطی الکأس من شأن الصبوحِ
- غزل شمارهٔ ۳۹۵ — یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم
- غزل شمارهٔ ۳۹۹ — دیوانه شوم چون تو پریوار نمایی
- غزل شمارهٔ ۳۹۷ — از روی تو فروزد شمع سرای عیسی
- غزل شمارهٔ ۳۹۴ — ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی
- غزل شمارهٔ ۴۰۰ — لالهرخا! سمنبرا! سروِ روان کیستی؟
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ — قم بکرة و خذها با کورة الحیاتِ
- غزل شمارهٔ ۳۹۸ — چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی
- غزل شمارهٔ ۴۰۱ — باز از نوای دلبری، سازی دگرگون میزنی