غزل شمارهٔ ۱۶۷ خاقانی
خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
آواز حسنت ای جان هفت آسمان بگیرد
سلطان عشقت ای مه هر دو جهان بگیرد
زلف تو گر به عادت خود را کمند سازد
مرغ از هوا درآرد، مه ز آسمان بگیرد
ماهی است عارض تو کاندر سپهر خوبی
چون از افق برآید آفاق جان بگیرد
در پای غم فکنده است هجر تو عالمی را
با وصل خود نگویی تا دستشان بگیرد
وصلت به کار ایشان دست از میان برآرد
گر هجر تو به زودی پای از میان بگیرد
گر خوشخویی نداری خاقانی آن نداند
داند که خوش نگاری این را به آن بگیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مدح محبوب و عشق او سروده شده است. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و بیان احساسات عمیق، عشق و محبت را به تصویر کشیده و به جذابیتهای محبوب اشاره میکند. او از قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسانها سخن دارد و نشان میدهد که هجران محبوب چگونه بر دلها اثر میگذارد. در نهایت، شاعر به زیبایی و خوشخلق بودن محبوب اشاره میکند و این را دلیلی بر جاذبهاش میداند.