نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۶ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

دُرّ خوشاب را لبت سخت خوش آب می‌دهد

نرگس مست را خطت خوب سراب می‌دهد

رشوه به چشم مست تو نرگس تازه می‌برد

باژ به زلف شست تو عنبر ناب می‌دهد

دیده پرآب کرده‌ای رو که به دست غمزه‌ات

هندوی دیده تیغ را بهر تو آب می‌دهد

طرفه‌تر آنکه طره‌ات سر ز خطت همی کشد

پس به تکلف اندرو حسن تو تاب می‌دهد

ور ز خطت برون نهم پای ز بهر گردنم

هم‌ سر زلف سرکشت تاب طناب می‌دهد

بر سر کوی حسن تو پای دلم شکسته شد

تا چو درنگ می‌کند جان به شتاب می‌دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت محبوبی است که شاعر را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر به توصیف ویژگی‌های ظاهری محبوب خود می‌پردازد که چگونه چشم‌ها و موهای او تأثیر عمیقی بر احساسات او می‌گذارد. در اشعار، محبوب به عنوان منبع لذت و سرخوشی توصیف می‌شود و زیبایی او همانند آب و نرگس در دل شاعر حس شادابی و زندگی ایجاد می‌کند. شاعر همچنین از احساسات عمیق خود و تأثیرات عشق بر روح و جسمش سخن می‌گوید. در نهایت، او به عشق و زیبایی محبوب خود به عنوان نیرویی که باعث می‌شود حتی در سختی‌ها هم احساس خوشی کند، اشاره می‌کند.