نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۲ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

خیز و به ایام گل بادهٔ گلگون بیار

نوبت دی فوت شد نوبت اکنون بیار

دست مُقامر ببوس نقش حریفان بخوان

بزم صبوحی بساز نقل دگرگون بیار

شاهد دل ناشتاست درد زبان گز بده

مطرب جان خوش نواست نغمهٔ موزون بیار

شرط صبوحی بود گاو زر و خون رز

خون سیاوش بده، گاو فریدون بیار

پیش که یاوه شوند خرد وشاقان چرخ

بر بر گل عارضان ساغر گلگون بیار

باده به کم کاسگان تا خط بغداد ده

بهر لب خاصگان یک دو خط افزون بیار

غصهٔ ایام ریخت خون چو خاقانیی

شو دیت خون او زان می چون خون بیار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی در ایام بهاری صحبت می‌کند و به دعوت به سرور و جشن می‌پردازد. او با اشاره به رویش گل‌ها و نوشیدن باده، از گذر زمان و فرا رسیدن لحظات خوش زندگی می‌گوید. همچنین به اهمیت دوستان و همراهان در این بزم‌ها اشاره می‌کند و دعوت می‌کند تا از نعمت‌های زندگی بهره‌مند شویم. با اشاره به نمادهایی چون گاو زر و خون، همزمان به یاد کسانی که رنج کشیده‌اند اشاره می‌کند و به نوعی تلاقی شادی و غم را به تصویر می‌کشد. شاعر در نهایت، دعوت به اهتیاط و زندگی در لحظه‌های خوش را تکرار می‌کند.