نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۸۹ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

تا دل غم او دارد نتوان غم جان خوردن

با انده او زشت است اندوه جهان خوردن

گر پای سگ کویش بر دیدهٔ ما آید

زین مرتبه بر دیده تشویر توان خوردن

در عشوهٔ وصل او عمری به کران آرم

گرچه ز خرد نبود زهری به گمان خوردن

آنجا که سنان باشد با کافر مژگانش

خوشتر ز شکر دانم بر سینه سنان خوردن

در راه وفای او شد شیفته خاقانی

هر روز قفای نو از دست زمان خوردن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ابراز عشق و وفاداری شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر می‌گوید که با وجود غم و اندوه معشوق، نمی‌تواند برای خود غم بخورد، زیرا اندوه برای او زشت است. او در این شعر عشق را حتی با سختی‌ها و دردها می‌پذیرد و از آنها لذت می‌برد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که حتی اگر در مواجهه با مشکلاتی چون تیر مژگان معشوق و یا سختی‌های راه عشق باشد، این دردها برای او شیرین‌تر از هر چیزی است. در پایان، شاعر می‌گوید که همچنان شیفتهٔ وفای معشوق بوده و با هر روز، حس جدیدی از عشق را تجربه می‌کند.