غزل شمارهٔ ۳۰۰ خاقانی
خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در عشق داستانم و بر تو به نیم جو
بازیچهٔ جهانم و بر تو به نیم جو
گهگه شده است صبرم و بر تو به نیم گه
جوجو شده است جانم و بر تو به نیم جو
بر طارم وصالت نارفته دست هجر
بشکست نردبانم و بر تو به نیم جو
هر لحظه زیر پای سگ پاسبان تو
صد جان همی فشانم و بر تو به نیم جو
خصمان من به حضرت تو خاصگی و من
موقوف آستانم و بر تو به نیم جو
سوزی چنان که دانی جان مرا و من
سازم چنان که دانم و بر تو به نیم جو
خاقانی ار نماند با تو به یک پشیز
من نیز اگر نمانم بر تو به نیم جو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عمق احساسات عشق و وفاداری شاعر به معشوقش است. شاعر به طور نمادین از صبر و تحمل خود در برابر دشواریهای عشق میگوید و نشان میدهد که عشقش به معشوقش چقدر ارزشمند است. او تأکید میکند که در هر شرایطی، حتی با وجود مشکلات و دردها، عشقش به معشوق کم نخواهد شد و حاضر است جان خود را فدای او کند. به طور کلی، این شعر نمایانگر جانفشانی و سرسپردگی شاعر به عشق خود است.