نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۴ خاقانی

خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای چشم پر خمارت دلها فگار کرده

وی زلف مشک‌بارت جان‌ها شکار کرده

از روی همچو حورت صحرا چو خلد گشته

وز آه عاشقانت دریا بخار کرده

یک وعده در دو ماهم داده که می‌بیایم

چاکر به انتظارت دو چشم چار کرده

مژگان پر ز کینت در غم فکنده دل را

لب‌های شکرینت غم خوش‌گوار کرده

زان زلف اژدهاوش نیشی زده چو کژدم

هرگز که دید کژدم بر شکل مار کرده

دل را کمند زلفت از من کشان ببرده

در پیچ عنبرینت آن را فسار کرده

از سینه و دو دیده رفت این دل رمیده

در زلف بی‌قرارت شب‌ها قرار کرده

پشت در تو هر شب خاقانی از هوایت

دو چشم نرگسین را خونابه بار کرده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر عاشقانه به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری دلنشین، به چشم‌ها و زلف‌های معشوق پرداخته و تأثیر آن‌ها بر دل عاشق را توصیف کرده است. او از درد و انتظار ناشی از عشق خود می‌گوید و به وعده‌های معشوق در دو ماه اشاره می‌کند که باعث ساخته شدن امید و آرزو در دل او شده است. همچنین بر تأثیرات عاطفی و غم‌های ناشی از دوری معشوق تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر به حال و روز خود در مقابل در معشوق اشاره کرده و این احساسات عاطفی را به تصویر می‌کشد.