غزل شمارهٔ ۳۹۹ خاقانی
خاقانی شروانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دیوانه شوم چون تو پریوار نمایی
در سلسلهٔ زلفِ پری، مار نمایی
خورشیدی آنگه به شب آیی، عجب این است
شب، روز نماید، چو تو دیدار نمایی
گرچه به شب آیینه نشاید نگریدن
در تو نگرم کآینه دیدار نمایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به زیبایی معشوق اشاره میکند و از عشق او دیوانه میشود. او با تشبیه معشوق به پری و خود به خورشید، از جذابیت و تاثیر عمیق عشق در شب و روز سخن میگوید. همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی در شب که آینه نمیتواند چیزی را نشان دهد، فقط نگاه به چهره معشوق او را روشنی میبخشد.