نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ - در حسب حال خود خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

من که خاقانیَم آزاددلم

که خرد قائدِ رای است مرا

بیش جان را نکنم زنگ‌زده

کاینه عیب‌نمای است مرا

هم فراغ است کز آئینهٔ جان

صیقلِ زنگ‌زدای است مرا

نکُنم مدح‌سُرایی به دروغ

که زبان صدق‌سُرای است مرا

همه حس در تنِ من سلطان است

جز مشامی که گدای است مرا

به توکّل زیَم اکنون به کسب

که رضا صبرفزای است مرا

نانِ دونان نخورم بیش که دین

توشهٔ هر دو سَرای است مرا

من تیَمُّم به سرِ خاکِ نجس

کی کنم؟ کآب خدای است مرا

نورپروردهٔ کشف است دلم

که یقین پرده‌گشای است مرا

ننگ دارم که شوَم کرکس‌طبع

کز خرد نام همای است مرا

بختم انگشت‌کژ است آوخ از آنک

هنر انگشت‌نمای است مرا

پاک بودم دمِ دنیا نزدم

کو جُنُب بود نشایست مرا

آنچه بایست ندادند به من

وانچه دادند نبایست مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر آزادگی و خودآگاهی شاعر است. او خود را دارای خرد و اراده‌ای قوی می‌داند و حاضر نیست به دنیا و ظواهر فریبنده آن وابسته شود. شاعر تاکید می‌کند که صداقت و راستگویی را در کلام خود رعایت می‌کند و از هرگونه مدح و تملق به دور است. او همچنین به ارزش‌های معنوی و اخلاقی اهمیت می‌دهد و خود را از هرگونه آلودگی و ناپاکی دور نگه می‌دارد. در نهایت، شاعر به سرنوشت خود و نارضایتی از آن اشاره می‌کند و بر این نکته تاکید دارد که آنچه را که شایسته‌اش بوده، به او نداده‌اند و آنچه را که به او داده‌اند، سزاوار نبوده است.