شمارهٔ ۱۳۳ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
سپهر مکارم صفی کز صفاتش
کدورت نصیب روان عدو شد
ازو اقتدار معالی فزون گشت
وزو روزگار مکارم نکو شد
کهن گردد اکنون حدیث افاضل
چو از عقل او حلهٔ علم نو شد
چو خورشید آوازهٔ او برآمد
همان گاه ماه مقنع فرو شد
همی گفتم امروز آخر سر او
بدین سر سزاوار سنگ از چه رو شد
خرد گفت آن سنگ نامهربان را
که بر فرق آن آسمان علو شد
مگر مشکلی اوفتاده است اگرنه
چرا بر در حجرهٔ عقل او شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره سپهر مکارم صفی است که صفات خوب او باعث ناراحتی دشمنانش شده است. از او قدرت و عظمت بیشتری به دست آمده و روزگار در نظر مکارم نیکو شده است. صدای او مانند خورشید درخشان شده و آگاهی او به سطحی بالاتر رسیده است. شاعر در اینجا به کندی پیشرفت برخی افراد اشاره میکند و در عجب است که چرا درون عقل او سنگینی احساس میشود، به ویژه زمانی که او از نظر علمی به بالاترین حد رسیده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که شاید یک مشکلی وجود دارد که مانع از درک کامل او از مسائل است.