نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح خاموشی خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خاقانی ار زبان ز سخن بست حق اوست

چند از زبان نیافته سودی زیان کشد

گو محرمان بخرده کفن بر کتف کشند

او بر در خدای کفن بر روان کشد

نای است بی‌زبان به لبش جان فرو دمند

بر بط زبان و رست عذاب از جهان کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از خاقانی به اهمیت زبان و سخن می‌پردازد. او می‌گوید که اگر زبان از سخن بسته شود، هیچ سود و فایده‌ای به دست نمی‌آید و تنها زیان به بار می‌آورد. همچنین، او به خدایی اشاره می‌کند که جانش را به دوش دارد و به همراهان خود توصیه می‌کند که کفن بر دوش بکشند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که وجود نای بی‌زبان می‌تواند جان را به خود جذب کند و عذاب و رنج از جهان را کاهش دهد. در کل، این ابیات تأکید بر ارزش سخن و زبان دارند.