شمارهٔ ۱۴۰ - در مرثیهٔ امام ابو عمر و اسعد خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خبر برآمد کان آفتاب شرع فرو شد
هزار آه زهرک آن خبر شنود برآمد
چون روز اسعد ازین چرخ دیر سال فرو رفت
ز چرخ نالهٔ وا اسعداه زود برآمد
چو روی علم نهان شد شکست پشت جهانی
طراق پشت شکستن ز هر که بود برآمد
خواص آذربیجان چو دود آذرپیچان
بسوختند و ز هر یک هزار دود برآمد
خلیفه جامهٔ سوکش قبا کند چو غلامان
که جان خواجه که سلطان دیر بود برآمد
گریست دیدهٔ خسرو بریخت در کیانی
فرود شد که روانش ازین فرود برآمد
فلک ستاره فرو برد و خور ز نور تهی شد
زمانه مایه زیان کرد و خود ز سود برآمد
مرا ز ماتم او جان و دل به رنگرزان شد
لباس جان سیه از رنگ و دل کبود برآمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، خبر به غروب آفتاب شرع و زوال یک دوره مهم اشاره دارد که باعث ناراحتی عمیق و غم در دل مردم میشود. نمادهایی از زوال قدرت و عظمت، مانند فرو رفتن ستارهها و از بین رفتن نور خورشید، به تصویر کشیده شده است. مردم، به ویژه خواص آذربایjan، از این واقعه به شدت آسیب دیده و دچار سوگ و افسردگی میشوند. گریه و ماتم در دل خسرو و به طور کلی در جامعه وجود دارد و این غم به رنگ و نمادهای تیرهای همچون سیاهی لباس و کبودی دل تجلی یافته است.