نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۴ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدای داند معنی میان نطفه نهادن

به دست مرد جز این نیست کآب نطفه براند

از آفتاب وهوا دان که تخم یابد بالش

ز برزگر چه برآید جز آنکه تخم فشاند

حلال زادهٔ صورت چه سودمند که فعلش

در آزمایش معنی به اصل باز بخواند

حرام زادهٔ صورت که دارد آیت معنی

سزد که داورش الا حلال زاده نداند

به آب تیره توان کرد نسبت همه لل

ببین که لل رشن به آب تیره چه ماند

درافرینش نفسی که بد ز مایهٔ ناقص

ریاضتش به کمالی که واجب است رساند

نه گل به نسبت خاکی نخست درد سر آرد

چو یافت صحبت آتش نه درد سر بنشاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تبیین مفهوم آفرینش و نسبت میان نطفه، آب، و آفتاب پرداخته و به ارتباط میان والدین و فرزندان اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که فقط مرد است که نطفه را می‌گذارد و پرسش‌هایی درباره کیفیت و اصل این نطفه و تأثیر آن بر نتیجه نهایی به وجود می‌آید. حلال‌زاده و حرام‌زاده به نوعی با عمل و نتیجه نسبتی دارند و در نهایت، اشاره می‌شود که هر موجودی باید به کمال خود برسد و در یافتن هویت اصلی خود، بر مشکلات فائق آید. مفهوم کلی این شعر تأمل در ماهیت آفرینش و تأثیرات آن است.