نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۶ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خاقانیا ز نان طلبی آب رخ مریز

کان حرص کآب رخ برد آهنگ جان کند

آدم ز حرص گندم نان ناشده چه دید

با آدمی مطالبهٔ نان همان کند

بس مور کو به بردن نان ریزه‌ای ز راه

پی سودهٔ سان شود و جان زیان کند

آن طفل بین که ماهیکان چون کند شکار

بر سوزن خمیده چو یک پاره نان کند

از آدمی چه طرفه که ماهی در آب نیز

جان را ز حرص در سر کار دهان کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به نقد حرص و طمع در انسان‌ها می‌پردازد و نشان می‌دهد که چطور این صفات می‌توانند به آسیب و زیان جانی منجر شوند. او با اشاره به اینکه انسان‌ها به دنبال نان و آب هستند، هشدار می‌دهد که حرص و ولع می‌تواند جان را تهدید کند. همچنین به داستان کودکانی که به شکار ماهی می‌پردازند و خطراتی که در پی آن وجود دارد اشاره می‌کند. در نهایت، او سوال می‌کند که چگونه انسان‌ها می‌توانند به حرص و طمع گرفتار شوند، حتی در شرایطی که منابع طبیعی مانند ماهی در آب نیز موجود است.