نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

تا به ارمن رسیده‌ام بر من

اهل ارمن روان می‌افشانند

خاصه همسایگان نسطوری

که مرا عیسی دوم خوانند

عیسی و چرخ چارم انگارند

کز من و جان من سخن رانند

بحر ارجیش را به معنی آب

غرقهٔ بحر خاطرم دانند

چه عجب گر ز بحر خاطر من

بحر ارجیش عذب گردانند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به سفرش به ارمنستان اشاره می‌کند و از محبت و توجه اهل آنجا، به ویژه همسایگان نسطوری، سخن می‌گوید که او را «عیسی دوم» می‌نامند. او به نوعی خود را همانند عیسی و چرخ چهارم تصور می‌کند و تأکید می‌کند که یاد و خاطره‌اش به مانند دریایی از آب‌های شیرین در دریای ارجیش درونی آنهاست. شاعر از این مسأله ابراز شگفتی می‌کند که چگونه یاد او می‌تواند این چنین شیرین و دلنشین باشد.