نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۲ - در تحسر مرگ رشید فرزند خود خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای خواجه حساب عمر برگیر

زین خط دو رنگ شام و شبگیر

جز خط مزور شب و روز

حاصل چه ازین سرای تزویر

خوانی است جهان و زهر، لقمه

خوابی است حیات و مرگ، تعبیر

خاقانی از انده رشیدت

تا کی بود اشک و نوحه بر خیر

کاین نوحهٔ نوح و اشک داود

در یوسف تو نکرد تاثیر

جانی ز تو بستدند و دادند

فرزند تو را به گاه تصویر

فرزند که از تو بستد ایام

این جان به تو باز داد تقدیر

او زود شد و تو دیر ماندی

این سود بدان زیان همی گیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر خاقانی به تأمل در مورد گذر عمر و فریب‌های زندگی اشاره دارد. شاعر خواستار محاسبه عمر خود می‌شود و بیان می‌کند که زندگی تنها یک نمایش است و شب و روز تنها خطوطی در این نمایش هستند. او از غم و اندوه طولانی خود سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که ناله و اشک بر مشکلات زندگی تأثیر چندانی ندارد. در نهایت، به تضاد میان زندگی و مرگ می‌پردازد و تأکید می‌کند که هر چند زندگی سریع می‌گذرد، اما باید به یاد داشته باشیم که تقدیر در نهایت اقدام خود را انجام می‌دهد و کسانی که از ما جدا می‌شوند، ممکن است به نحوی بازگردند.