نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۷ - در مرثیهٔ وحید الدین پسر عم خود خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جان عطارد از تپش خاطر وحید

چونان بسوخت کز فلک آبی نماندش

جان وحید را به فلک برد ذو الجلال

تا هم فلک به جای عطارد نشاندش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت شعر بیانگر حال و روان وحید است که از عشق و تپش خاطر جانش به شدت می‌سوزد و در نتیجه، جانش به آسمان می‌رود و در مقام عالی‌تری مانند عطارد قرار می‌گیرد. در اینجا، عشق و احساسات عمیق باعث تعالی و ارتقاء روح او به جایگاه بالاتر می‌شود.