شمارهٔ ۲۲۶ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
همه درگاه خسروان دریاست
یک صدف نیّ و صد هزار نهنگ
کشتی آرزو درین دریا
نفکند هیچ صاحب فرهنگ
یک گهر ندهد و به جان ستدن
هر زمان باشدش هزار آهنگ
در پناه خرد نشین که خرد
گردن آز راست پالاهنگ
تو و کُنجی، نه صدر و نه ایوان
تو و نانی، نه میر و نه سرهنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره وسعت و عمق دریا به عنوان نمادی از زندگی و تلاش انسانهاست. شاعر به این نکته میپردازد که در این دریای وسیع هیچکس نمیتواند به تنهایی به خواستهها یا آرزوهایش برسد. همچنین تأکید میکند که خرد و دانایی باید راهنمای انسانها باشد تا در برابر چالشها راست قامت بایستند. در نهایت، شاعر به اهمیت بهرهمندی از ارزشها و نعمتها در زندگی اشاره میکند.