شمارهٔ ۲۳۵ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
در چنین علت ای طبیب مرا
مسهلی تازه ساختی هر دم
من فرو مانده کهآبریز نداشت
قصر جنت مثال کعبه حرم
کعبه را مستراح نیست بلی
نیست در جنت آبریزی هم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به توصیف حال خود میپردازد و از پزشکی که برای او درمانی تازه و مؤثر فراهم کرده سخن میگوید. او احساس میکند که دچار کمبود و نارسایی است و به نوعی در جستجوی جایی امن و پاک مانند بهشت و کعبه است. اما در اینجا به کعبه اشاره میکند که نمیتواند جایی برای نیازهای طبیعی انسان باشد و همچنین ممکن است به خالی بودن بهشت از چنین نیازهایی اشاره کند. به طور کلی، شاعر تضاد بین نیازهای انسانی و مکانهای مقدس را بیان میکند.