نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۹ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چشم خونین همه شب قامت شب پیمایم

تا ز خونین جگرش لعل قبا آرایم

ریسمان از رگ جان سازم و سوزن ز مژه

دیده را دوختن لعل قبا فرمایم

اول از عودم خائیدهٔ دندان کسان

آخر از سوختهٔ عالم دندان خایم

گر به من دندان کردند سپید این رمزی است

که‌اول و آخر دندان کسان را شایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها از شاعر به توصیف احساسات عمیق و درد و رنجی می‌پردازند که او به خاطر عشق یا یک فاجعه در دل دارد. شاعر به تصویر شب و خونین بودن چشم‌ها اشاره می‌کند و بیان می‌کند که از این درد و رنج، زیبایی‌ای می‌آفریند. او از ریسمان و سوزن برای دوختن لعل قبا (پوشش زیبا) استفاده می‌کند و از سوختن دل خود به دندان‌های کسان سخن می‌گوید. در نهایت، اشاره می‌کند که اگر دندان‌هایش سپید است، نشان از پیچیدگی و رمزی عمیق در زندگی‌اش دارد. احساسات متضادی همچون زیبایی و درد در این اشعار مشهود است.