نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۲ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ز کام نهنگان برون آمدیم

ز غرقاب دریای خون آمدیم

نه از بادیه بل ز طوفان نوح

به کشتی عصمت درون آمدیم

سه ماه از تمنای جنات عدن

به دست زبانی زبون آمدیم

سه ماهه سفر هست چل‌ساله رنج

که از تیه موسی برون آمدیم

به سگ‌جانی ار چون سکندر به طبع

در آن راه ظلمات‌گون آمدیم

چو خضر از سرچشمه خوردیم آب

هم الیاس را رهنمون آمدیم

ز غوغای زنگی‌دلان عرب

گریزان ندانی که چون آمدیم

از آن زاغ فعلان گه شبروی

ز صف کلنگان فزون آمدیم

ز خون خوردن و حبس جستیم عور

تو گوئی ز مادر کنون آمدیم

اگر سرنگون خوانده‌ای‌مان رواست

که  ما از رحم سرنگون آمدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف سفر روحانی و دشواری‌های آن می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که از دنیای تاریکی (غرقاب دریای خون) خارج شده و به دنیای نور و آگاهی رسیده است. او از مراحل سخت و طولانی سفرش سخن می‌گوید و به نسبت‌های تاریخی اشاره می‌کند، مانند طوفان نوح و تیه موسی، نشان‌دهنده چالش‌ها و رنج‌هایی که گذرانده است. شاعر به این موضوع اشاره دارد که از زندگی سخت و دورانی پر از رنج و درد به دنیا آمده و با اشاره به شخصیت‌های مذهبی و تاریخی مانند خضر و الیاس، نشان می‌دهد که در این سفر به دنبال دانش و روشنی بوده است. او همچنین به وضعیت ناگوار و ظلمی که در آن زندگی کرده‌اند، اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر مورد سرزنش قرار می‌گیرند، به خاطر شرایط دشوار و زاده شدن در چنین وضعیتی است.