نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۶ خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

شب رحیل چو کردم وداع شروان را

دریغ حاصل من بود و درد حصهٔ من

شدم ز آتش هجران زدم بر آب ارس

ارس بنالید از درد حال و قصهٔ من

به تیزی دم من بود و پریّ غم من

خروش سینهٔ من داشت جوش غصهٔ من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر در لحظه وداع با شروان احساس عمیق اندوه و درد را بیان می‌کند. او به آتش هجران و غم خود اشاره کرده و بیان می‌کند که حتی رود ارس نیز از درد او ناله می‌کند. شاعر به وضوح از زخم‌های روحی خود و غصه‌هایش سخن می‌گوید.