شمارهٔ ۲۹۷ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
زری که نقد جوانی است گم شد از کف عمر
در این سراچهٔ خاکی که دل خرابم ازو
به آب دیده نبینی که خاک میشویم
بدان طمع که زر عمر باز یابم ازو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به حسرت و از دست رفتن جوانی اشاره دارد. گوینده از اینکه جوانیاش را در فضای پر از غم و ناکامی زندگی از دست داده، ناراحت است. او در تلاش است تا با اشک و اندوه، دوباره به طلای عمر خود دست یابد، ولی از واقعیت مرگ و گذر زمان غافل نیست. به طور کلی، شعر به زوال جوانی و تلاش برای بازگشت به آن اشاره میکند.