شمارهٔ ۳۰۰ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
من که خاقانیم این مایه صفا یافتهام
که به دل در حق بدخواه شدم نیکی خواه
چون شوم سوخته از خامی گفتار بدان
به نکوکار پناه آرم و او هست گواه
که نگویم که مکافات بدیشان بد کن
لیک گویم که مرا از بدشان دار نگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از مقام و جایگاه خود به عنوان خاقان صحبت میکند و بیان میکند که با وجود بدخواهی برخی، تصمیم دارد نیکی را در دل بپروراند. او اشاره میکند که هنگامی که از سخنان ناپسند و خام خود رنجیده میشود، به نیکوکاران پناه میبرد و آنها را گواه خود قرار میدهد. در پایان، بر این نکته تأکید میکند که به جزای بدی دیگران فکر نمیکند و تنها از خدا میخواهد که او را از آسیب آنها حفظ کند.