شمارهٔ ۳۵۹ خاقانی
خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
بس کن خاقانیا ز مدحت دونان
تا ز سگان جان شیر شرزه نجویی
تا به چنین لفظ نام سفله نرانی
ز آب خضر کام مار گَرزه نشویی
هر زه و احسنت هرزه بود که گفتی
نذر کن اکنون که بیش هرزه نگویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از ستایش افراد پست و دون میپردازد. شاعر از خاقان میخواهد که از مدح و ستایش این افراد دست بردارد و به جای آن، به نکات برجسته و ارزشمند توجه کند. او به طعنه میگوید که حتی صحبت از این سفلهها بیمعناست و بهتر است که قول ندهد همچنان از آنها یاد کند. به طور کلی، شعر بر لزوم پرهیز از لغوگویی و توجه به افراد با ارزش تأکید دارد.