نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ - در مدح شروان شاه خاقانی

خاقانی شروانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هان ای زمانه دولت شاه اخستان نگر

کافاق را ز روستم زال درگذشت

آمد همای رایت شاهنشهی پدید

وز کرکس فلک ز پر و بال درگذشت

نعل سمند و افسر شروان شهان به قدر

از تاج قیصر و سر چیپال درگذشت

جان می‌کند نثار منوچهر از بهشت

بر شاه اخستان که ز امثال درگذشت

گر شابران بهشت ارم شد به عهد او

شروان به فرش از حرم امسال درگذشت

مهر شرف به صفهٔ شاه اخستان رسید

صفه ز هفت چرخ کهن سال درگذشت

آواز کوس عرش ز ایوان اخستان

بر آسمان ز دعوت ابدال درگذشت

جان عدو که بود ز سهمش نهفته حال

شد باز هفت دوزخ و در حال درگذشت

مسکین عدو که فال می‌زد به روز تنگ

روزش به آخر آمد و از فال درگذشت

تا شیر مرغزاری نصرت کمین گشاد

چاره ز دست روبه محتال درگذشت

اسکندر آمد و در یاجوج درگرفت

عیسی رسید و نوبت دجال درگذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف عظمت و شکوه حکومت شاه اخستان می‌پردازد و همچنین از گذشت زمان و تغییرات آن در تاریخ سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که چگونه پادشاهی مانند منوچهر با ویژگی‌های برجسته‌ای از دیگران متمایز است و به نوعی برتر از دیگر شاهان زمانه خود است. او همچنین به شکست‌های دشمنان و زوال قدرت آنان اشاره می‌کند و از نشانه‌های پیروزی و شکوه شاه اخستان صحبت می‌کند. شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های زیبا و نمادین، عظمت و جلال دوره‌ی خود را به تصویر می‌کشد و به اثرات عظیم تاریخ و سرنوشت‌ها اشاره می‌نماید.