رباعی شمارهٔ ۲۹۹ خاقانی
خاقانی شروانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
خاقانی را بیقلم کاتب شاه
انگِشت شد انگُشت و قلم ز آتش آه
هم بیقلمش کاتب گردون صد راه
بگریست قلموار به خوناب سیاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شاعر خاقانی به وضعیت خود اشاره میکند که بدون قلم و نویسندگی، همچون انگشتانش به دلیل درد و عذاب آتشین، دچار مشکل شده است. او در غم و اندوهی عمیق به حال بیقلمی خود میگرید و احساس میکند که زندگیاش به نوعی کاتب و نویسندهی همیشگی سرنوشتش است، اما اکنون در غم و اندوه غرق شده است.