نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رباعی شمارهٔ ۵۴ خاقانی

خاقانی شروانی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت

و آن جان که وجود بر تو افشاند رفت

تن بی‌دل و جان راه تو نتواند رفت

اسبی که فکند سم کجا داند رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر با بیان عاطفی خود به احساسات شدید و جدایی از معشوق اشاره می‌کند. او می‌گوید که دل او با اشک خونین و جانش با عشق به معشوق رفته است. همچنین تأکید می‌کند که تن بدون دل و جان نمی‌تواند به راه معشوق برود و به نوعی بیانگر ناامیدی و بی‌کسی اوست. در نهایت، او به تعبیر یک اسب که سم خود را می‌افکند، به ناتوانی در درک مسیر و مقصد اشاره می‌کند.