نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - ایضاً خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / المطائبات و المقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون گشت سوار آنک بهنگام سواری

جولانگه که پیکر او عالم بالاست

زد پاشنه بر استر و از جای بر انگیخت

ز انسان که ازو استرک خسته امان خاست

استر چو بتنک آمد ازو بانک بر آورد

«گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده به وضعیتی اشاره می‌کند که در آن سوار بر اسب، به سرعت حرکت می‌کند و دنیای او بالاست. او با زدن پاشنه بر اسب، آن را به حرکت درمی‌آورد و احساس خستگی از انسان‌هایی را نشان می‌دهد که به آنها وابسته است. اسب نیز که خسته است، صدایی از خود درآورده و سوالی را مطرح می‌کند که از چه کسی باید گلایه کرد، وقتی که مشکل از خود ماست.