نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ - وله خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی / المطائبات و المقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صدر بلند مرتبه یحیی که معطیی

مانند او ز مادر ارکان نزاده است

سقائی نشستگه او کنم بچشم

هرگه که بینمش که بپای ایستاده است

صدر از برای آن لقبش بر نهاده اند

کو سینه سالها بزمین بر نهاده است

رویش چو پشت دیک سیه گشته است ازان

کز کودکی همیشه برو در فتاده است

تمغای بنده گر نتواند که وا دهد

بروی گرفت نیست که بسیار داده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به وصف مقام و شخصیت بلند مرتبه یحیی می‌پردازد. او می‌گوید که یحیی مانند کسی نیست که از مادر ارکان به دنیا آمده باشد. کنایه به این که او دارای مقام و مقامتی خاص است. شاعر به سقا بودن او اشاره می‌کند و می‌گوید هر بار که یحیی را ببیند که در حال ایستادن است، بر او آفرین می‌گوید. او لقب "صدر" را به خاطر سال‌ها زحمت و تلاش یحیی به او نهاده‌اند. همچنین توصیف می‌کند که چهره یحیی به دلیل سال‌ها رنج و زحمت به رنگ سیاه درآمده است. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که هر کس توانایی نداشته باشد تا خدمتی انجام دهد، نباید از یحیی چیزی کم بگیرد؛ چرا که او بسیار داده است.