شمارهٔ ۲۹۳ خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زهی روی تو صبح شب نشینان
خیالت مونس عزلت گزینان
دهانت آرزوی تنگدستان
میانت نکته باریک بینان
عذارت آفتاب صبح خیزان
جمالت قبله ی خلوت نشینان
بزلف کافرت آوردن ایمان
که اینست اعتقاد پاک دینان
چرا از خرمن حسن تو یک جو
نمی باشد نصیب خوشه چینان
چو این شکّر لبان جان می فزایند
خنک آنان که نشکیبند از اینان
برو خواجو و بر خاک درش بین
نشانهای جبین مه جبینان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و از تاثیرات آن بر دل و جان انسانها سخن میگوید. او به توصیف ویژگیهای ظاهری و روحی معشوق میپردازد و بیان میکند که زیبایی و جمال معشوق الهامبخش و مقدس است. همچنین، شاعر از ناپایداری خوشبختی و نرسیدن به عشق سخن میگوید و به خواجو توصیه میکند تا در نزدیکی معشوق خود حضور داشته باشد و زیباییهای او را ببیند. در کل، شعر بیانگر شوق و دوری از معشوق و جذب شدن انسانها به زیباییهای اوست.